دسته: خاطرات

خاطره یاری به دوست یک دوست. بخش ۱۲(پایانی)

با نام و یاد خدا و برای خدا پندار نیک + گفتار نیک + کردار نیک = زندگی نیک. در بخشهای قبلی در رابطه با اجرای قرار داد فیمابین به طور کامل مطالبی مطرح شد. ولی از آنجائیکه من در ابتدای همکاری با آن دوست تازه آشنا برای خودم سه مورد را برنامه ریزی کرده بودم که دو مورد آن…

خاطره یاری به دوست یک دوست. بخش ۱۱

بانام و یاد خدا و برای خدا پندار نیک + گفتار نیک + کردار نیک = زندگی نیک. در بخش ۱۰ مطرح شد که پس از برگشت به تهران شروع به جمع آور مدارک و تهیّه نقشه های ازبیلت و صورت وضعیّت قطعی نمودیم. در نهایت پس از زحمات و تلاش زیاد صورت وضعیّت قطعی تهیّه شد، و رقم صورت…

خاطره یاری به دوست یک دوست. بخش ۱۰

بانام و یاد خدا و برای خدا پندار نیک + گفتار نیک + کردار نیک به طوریکه در بخش گذشته مطرح شد مواردی در فهرست بهاء هست که اکثر مهندسین ناظر در پرداخت آنها طفره می روند در صورتیکه احتمالاً هیچ سوء نیتّی هم ندارند. در پروژه ما هم دقیقاً این حالت حاکم بود، بخصوص از آنجائیکه پیمانکار، پروژه را…

ماجرای لوله کشی فاضل آب

سالیان زیادی هست که لوله کشی فاضل آب شهری در تهران در حال اجرا می باشد. از آنجائیکه به طور طبیعی این کار بایستی طبق اصول و مشخصّات فنّی انجام پذیرد. لذا انتظار هم می رفت که چنین باشد. و انتظار مردم هم این است که این کار توسّط مهندسین آگاه و خبره طرّاحی و اجرا شود. وبالاخره نوبت به منزل ما رسید که لوله های فاضل آبش به شبکه اصلی شهری نصب شود.

خاطره یاری به دوست یک دوست. بخش ۹

… باید توجّه کرد که پیمانکار فقط اجرا کننده است نه سرمایه گذار. و کلیّه هزینه های انجام شده در پروژه بایستی توسّط کارفرما تأمین گردد. و پیمانکار نباید از جیب خود و یا از سود خود برای پروژه هزینه نماید. در این مورد هم به موارد زیادی بر می خوریم که این موضوع مراعات نمی شود

خاطره یاری به دوست یک دوست بخش ۸

با نام و یاد خدا و برای خدا پندار نیک + گفتار نیک +کردار نیک = زندگی نیک در بخش گذشته اصلاح روابط بین پیمانکار و تشکیلات اجرائی مطرح شد که در درجه اوّل موفّق شدم رابطه بین مهندس ناظر با پیمانکار را ترمیم نمایم و نوبت بعدی که مربوط به سرپرست دستگاه نظارت بود، تصمیم گرفتم که از قدرت…

خاطره یاری به دوست یک دوست، بخش ۷

از آنجائیکه سیاست رعب و وحشت در پروژه حاکم بود ، پیمانکار از مهندس ناظر می ترسید و مهندس ناظر هم از پیمانکار وحشت داشت، آنها به هیچوجه حقّ نزدیک شدن به همدیگر و یا صمیمی شدن را نداشتند، چون می ترسیدند که انگ ساخت و پاخت به آنها بخورد در نتیجه مهندس ناظر اخراج گردد و پیمانکار هم به نوعی توبیخ گردد. ولی این شرایط بیشتر تبلیغات و بزرگ نمائیست تا واقعیّت.

خاطره؛ یاری به دوست یک دوست بخش ۶

در بخش گذشته از روابط کارفرما و دستگاه نظارت و پیمانکار بحث شد. و جای تأسف است،در خیلی موارد به جای اینکه کارفرما و پیمانکار و دستگاه نظارت با صمیمیّت و همدلی دست در دست هم داده و با همکاری کامل پروژه را پیش ببرند، بیشتر وقت خود را صرف در گیری های بی مورد می کنند.

خاطره: یاری به دوست یک دوست، بخش ۵

در بخش گذشته مطرح شد که اکثر موارد انجام شده در صورت وضعیت به صورت مطلوب منظور نشده بود و در اکثر موارد هم مطالب محاسبه شده در صورت وضعیّت خط خورده و پرداخت نشده بود، که این موضوع مربوط می شود به روابط پیمانکار و دستگاه نظارت و کارفرما که در ادامه به آن می پردازیم.