خاطره: محاسبه ضرر و زیان یک پروژه قسمت دوّم

درقسمت اوّل محاسبات من برای ضرر و زیان پروژه به رقم ۹ میلیارد تومان رسیده بود و من به کار خود ادامه میدادم ولی در این میان شایعه ی این که “گزارشات بوی پروژه را نمیدهد” آنقدر بالا گرفته بود که بالأخره جلسه ای در حضور مدیر عامل شرکت جهت بررسی موضوع تشکیل دادند.

مدیر عامل آن شرکت شخصیّتی فوق العاده برجسته، جالب، با سواد و علاقمند به کشور، نکته سنج، آداب دان و آگاه هستند. و به نظر من شخصیّت  فوق العاده قابل احترامی می باشند. از طرفی همانطور که گفتم  شرکت کارهای بزرگ و زیادی در دست داشت که ایشان با درایت کامل پروژه ها مدیریّت می کردند، لذا وقت ایشان خیلی محدود بود. ولی با این وجود مساله ی “بوی پروژه” را آنقدر بزرگش کرده بودند که ایشان جلسه ای برای بررسی این مسئله تشکیل دادند. در آن جلسه مدیر عامل شرکت، معاونت فنّی، رییس دفتر فنّی شرکت، مدیر پروژه، پیمانکار دست دوّم پروژه و من حضور داشتیم.

من شخصاً از موضوع و دستور جلسه بی خبر بودم و گمان می کردم برای گزارش به مدیر عامل، این جلسه را تشکیل شده است. در شروع جلسه پس از تشریفات اوّل جلسه و احوالپرسی ها و غیره مدیر عامل رو به من کردند و پرسیدند که آیا من مطلبی برای گفتن دارم؟ من گفتم فکر می کنم پنج یا حد اکثر ده دقیقه وقت برای گفتن حرف هایم زمان می خواهم که اوّل جلسه و یا آخر جلسه مطرح می نمایم. و ایشان خیلی موءدبانه فرمودند که: اوّل شما بفرمایید، منتهی مطالبتان قانونی و در چهارچوب قرارداد باشند. من از حرف ایشان تعجّب کردم، و با خود فکر کردم مگر غیر از این هم می تواند باشد! ولی بروی خود نیاوردم فقط تاکید کردم که قطعاً همینطور خواهد بود. و خیلی کوتاه مواردی که لازم بود مطرح کردم. ایشان بلافاصله گقتند که هم قانونی است و هم در چهارچوب قرارداد. و با بیان این مطلب رو به معاونت فنّی خودشان کردند وپرسیدند؟ ایشان را از کجا پیدا کرده اید؟ (منظور شان به من بود) و ایشان هم جواب دادند: که یکی از مدیران ارشد شرکت معرفّی کرده اند. جالب است بدانید که البتّه آن مدیر شرکت که ایشان اسم بردند مرا می شناختند، ولی مرا ایشان معرفّی نکرده بودند. بلکه همانطورکه قبلاً گفتم همکار قدیمی من که اینک همکار آن مدیر بود معرفّی کرده بود.

به هر صورت با بیان هم قانونی و هم طبق قرارداد بودن مطالب بنده از طرف مدیر عامل، معاونت فنّی شرکت و رییس دفتر فنّی هر دو نفر فوق العاده تغییر حالت پیدا کردند! رنگ صورت رییس دفتر فنّی به شدّت قرمز شد، با اینکه خیلی سعی در مخفی کردن حالت خود داشتند ولی با این حال کاملاً مشهود بود. من در آن جلسه علّت اتفاّقاتی که می افتاد را نمیدانستم و برایم خیلی هم مهم نبود ولی بعد ها با حرکات و رفتاری که این دو نفر از خود نشان دادند، تازه علت بعضی حالاتشان در آن جلسه برایم روشن شد.

آن روز مدیر عامل با درایتی که داشت، تغییر حالات آقایان را متوجّه شد و سعی کرد با تعریف و تمجید از شاهکارهای آقای رییس دفتر فنّی از ایشان دلجویی کند. که علّت این رفتار آقای مدیر عامل نیز برای من چندان روشن نشد و البته چندان هم برایم مهم نبود.

بعد از آن جلسه من به کماکان به کارم ادامه دادم ، البتّه  اکثر کارها را در دفتر کار خودم انجام می دادم، فقط در مواردی که نیاز بود به آن شرکت می رفتم.  در همان روز ها برحسب تصادف روزی اوّل وقت به شرکت مراجعه کردم و پیش یکی از مهندسینی که در پروژه با من همکاری می کردند رفتم. وقتی وارد اطاقش شدم، دیدم خیلی ناراحت و پریشان هستند پرسیدم چرا ناراحتید؟ گفت تنها من ناراحت نیستم بلکه همه ناراحت هستند. پرسیدم چرا؟ ایشان با ناراحتی نامه کارفرمای پروژه ای که روی آن کار می کردم را نشان داد. کارفرما، در آن نامه شرکت را تهدید به خلع ید کرده بود. من همان موقع که نامه را خواندم گفتم اینکه ناراحتی ندارد بلکه خیلی هم عالی است. ایشان بسیار متعجب شد.  گفتم اگر من به جای شرکت بودم بلافاصله نامه ای به کارفرما می نوشتم که دراین کارشان هیچ تردید نکنند و شرکت با بی صبری منتظر این اقدام آن کارفرمای محترم می باشد. و بعد علّت این حرف خود را به ایشان شرح دادم : که ما اینک تا اینجا معادل ده دوازده میلیارد تومان ضرر و زیان برای این پروژه محاسبه کرده ایم، که هرگز شرکت در حال عادی نمی تواند هیچ رقمی از آنرا از کارفرما دریافت نماید، ولی اگر کارفرما بجای جبران ضرر های وارده به شرکت، شرکت را خلع ید نماید مرتکب اشتباه بزرگی شده و با شکایت شرکت علاوه بر اینکه باید ضرر و زیان های وارده را پرداخت نماید، ضرر و زیان وارده از مادّه ۴۸ کردن قرارداد نیز دامن گیرش می شود. ایشان با شنیدن حرف های من بلا فاصله پیش معاونت فنّی رفتند، و من هم دنبال کار خودم رفتم. فردای همان روز که مجدّداً به آن شرکت رفته بودم جناب معاون با حالت افتخار آمیزی نامه ای را که تقریباً گفته های روز پیش خودم در آن منعکس شده بود به من نشان دادند، چنانکه انگار نامه را خودشان و با فکر  و ابتکار خودشان نوشته اند، من هم تایید کردم که خیلی خوب است. به روی خودم هم نیاوردم که این نامه تقریباً عین گفته های من است. نا تمام

 

 

 

خاطره : محاسبه ضرر و زیان یک پروژه قسمت اوّل
خاطره محاسبه ضرر و زیان یک پروژه قسمت سوّم
Facebooktwitterlinkedinmail

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.