خاطره یاری به دوست یک دوست. بخش ۱۱

بانام و یاد خدا و برای خدا
پندار نیک + گفتار نیک + کردار نیک = زندگی نیک.

در بخش ۱۰ مطرح شد که پس از برگشت به تهران شروع به جمع آور مدارک و تهیّه نقشه های ازبیلت و صورت وضعیّت قطعی نمودیم.

در نهایت پس از زحمات و تلاش زیاد صورت وضعیّت قطعی تهیّه شد، و رقم صورت وضعیبت هم تقریباً همان رقمی شد که من پیش بینی کرده بودم، همانطور که می دانیم صورت وضعیّت تهیّه شده قبل از رسیدگی دستگاه نظارت و کار فرما چندان قابل باور نمی باشد بخصوص اگر رقم آن خیلی متفاوت بوده باشد. ولی با توجّه به اینکه من در تهیّه صورت وضعیّت نهایت دقت را به کار برده و سعی می کردم محاسبات کنترل گردد لذا من شخصاً به ارقام به دست آمده اطمینان داشتم. پس از ارسال صورت وضعیّت به دستگاه نظارت و شروع رسیدگی آن من سعی کردم به همکاری خودم با آن پیمانکار تا به نتیجه قطعی رسیدن ادامه دهم، ولی تقریباً در اواخر رسیدگی احساس کردم پیمانکار به نحوی در صدد این است که به نوعی مرا دور بزند و به نحوی مرا کنار بگذارد، و دارد با یک فرد دیگری مذاکره می کند که دنباله دفاع از رسیدگی صورت وضعیّت را به او واگذار نماید ولی متوجّه شدم به هر دلیلی که می خواهد این کار را بکند دارد اشتباه بزرگی مرتکب می شود. چون می دانستم هنوز خیلی موارد هست که با کنار رفتن من از صورت وضعیّت خط می خورد و آنها قادر به دفاع از آنها نمی باشند، در نتیجه تمام زحمات من به هدر می رود. لذا این موضوع را با همکاری که از طرف پیمانکار به عنوان مدیر پروژه با من همکاری می کرد و همانطوریکه در گذشته مطرح کردم جوان خیلی خوبی بود مطرح کردم، و به ایشان گفتم که پیمانکار چنین نیّتی دارد ولی شدیداً دارد اشتباه می کند و شما باید جلو این اشتباه را بگیرید، و همینطور هم شد و ایشان پیمانکار را از نیّت خودش منصرف کرد.

بالاخره رسیدگی صورت وضعیّت به اتمام رسید، و رقم قابل ملاحظه ای هم از صورت وضعیّت کسر نگردید.

از آنجائیکه کارفرما قول داده بود که اگر کارکرد بیش از ۱۲۵ در صد قرارداد بشود، ضریب مازاد قرار داد را اصلاح خواهند کرد، در نتیجه پیمانکار با خصوصیّات اخلاقی که داشت یعنی آدم فوق العاده قدرتمند، پشت کار دار و پرروئی بودند، لذا با تلاش فراوان توانستند ضریب مازاد قرار داد شان را رقم خوبی دریافت نمایند، و در نتیجه رقم صورت وضعیّت قطعی تقریباً سه برابر قرار داد اولیّه گردیده و به تصویب کارفرما رسید.

از آنجائیکه پول خاصیّت های عجیبی در افراد دارد به نظرم بد نیست که صحبتی در این زمینه داشته باشیم؛ وقتی انسان پول خود را از دست می دهد، برای به دست آوردن آن حاضر است هر چیزی بدهد، ولی وقتی آنرا مجدّداً یه دست می آورد تمام قول و قرارهای خود را فراموش می کند و در صدد بر می آید که تا آنجا که می تواند پول به دست آورده را حتّی اگر خیلی بیشتر از پول اولیّه اش هم بوده باشد همه را برای خود نگه دارد. در این پروژه ما هم، این حالت حکمفرما بود اوّل اینکه جناب پیمانکار در اواخر رسیدگی صورت وضعیّت به این فکر افتادند که به نوعی مرا دور بزنند و مرا از پروژه حذف نمایند ولی غافل از این بود که باکنار رفتن من خیلی ضرر می کردند، که من این مطلب را در آخر کار به نوعی به ایشان ثابت کردم، و آن هم یک آیتمی در صورت وضعیّت بود که من آن را به تأیید رسانیده بودم ولی در غیاب من آنرا خط زده بودند و ایشان نتوانسته بود از آن دفاع بکند و پذیرفته بود که خط بزنند، ولی وقتی من توضیح دادم که به چه دلایلی می بایست آن آیتم را پرداخت می نمودند، ایشان اعتراف کرد که من این موارد را نمی دانستم و الّا نمی گذاشتم خط بزنند. مورد دیگر در رابطه با همین خاصیّت پول قراری بود که جناب پیمانکار با من گذاشته بودند و در قرارداد فیما بین هم با دست خود در صدی را تعیین کرده بودند که در صورت اضافه شدن صورت وضعیّت به بیش از قرار داد به نسبت اضافه آن در وجه من پرداخت نمایند. ولی وقتی در آخر کار من صورتحساب کارکرد خودم را بر اساس قرار داد تنظیم کرده و به ایشان دادم ایشان از پرداخت طبق صورتحساب من طفره رفتند و گفتند که منظور من این نبوده است. ولی از آنجائیکه نیّت من در این پروژه پول نبود و از طرف دیگر پیمانکار سایر تعهدّات خود را هم نسبت به من درست انجام داده بود و در مجموع آدم خوبی بود، لذا من اعتراضی نکرده و هر نوع پرداختی را به عهده خود ایشان گذاشتم. البتّه ایشان مبلغی مازاد بر قرارهای قرار داد به من پرداخت کردند ولی نه در حدّ پورسانتی که خودشان تعیین کرده بودند.  (ادامه دارد)

خاطره یاری به دوست یک دوست. بخش 10
خاطره یاری به دوست یک دوست. بخش 12(پایانی)
Facebooktwitterlinkedinmail

  2 comments for “خاطره یاری به دوست یک دوست. بخش ۱۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.