خاطره: یاری به دوست یک دوست،بخش ۲

با نام و یا خدا و به یاد خدا
پندار نیک + گفتار نیک + کردار نیک = زندگی نیک

در بخش ۱ مطرح شد که به خوابگاه پروژه رسیدیم و در خوابگاه مرا از عقرب و مار ترساندند ولی من با دیدن جمله تأکیدی”نگران نباش، خوشحال باش”بدون هیچگونه نگرانی خوابیدم. توضیح دادم که نگرانی چه پدیده بدی است و چقدر می تواند مخرب باشد.

نگرانی:

اگر توجّه کنیم می بینیم که ما در جامعه خودمان چقدر نگرانی داریم،نگرانی هائی که از همه طرف ما را بمباران می کند و اکثراً خودمان نیز به این نگرانی ها دامن می زنیم، غافل از اینکه چقدر با این برنامه زندگی خود را تباه می کنیم. گو اینکه این موضوع دور از برنامه ما است ولی با توجّه به اهمیت آن بد نیست که توجّهی به این مطلب بشود.

ما در جامعه خود از همه طرف مورد هجوم نگرانی ها هستیم از قبیل:

۱ – از نظر خورد و خوراک: ماست و لبنیات خوشمزه ای که در کشورمان تولید می شود و واقعاً لذیذ و خوشمزه هستند، می گویند نخورید چون به آنها ماده نگهدارنده می زنند!…. آیا کسی می داند این مواد نگهدارنده چیست . چه ضررهائی دارد؟ من که نمی دانم. آیا فکر نمی کنیم که اگر این مواد نگهدارنده به این اندازه مضر بود هرگز اداره بهداشت اجازه استفاده از آنرا نمی داد. با اینکه این شایعات را راه می اندازند ولی همه هم از این مواد استفاده می کننداما با دل چرکین. که اینچنین خوردنی ضررش بیشتر از هر سمّی است. یا مثلاً می گویند که خیار را با پوست نخورید چون سم میزنند و ضرر دارد، از طرف دیگر هم می گویند که خیار هرچه خاصیّت دارد در پوست آن می باشد، و واقعاً هم پوست خیار خیلی خاصیّت ها دارد، ولی ما همه این خاصیّت ها را می کنیم و دور میریزیم. از اینگونه نگرانی ها دائم تولید شده و در جامعه پخش می شود. مثل( برنج هندی آرسنیک دارد ) (فلان چایی یا خرما که از فلانجا وارد شده سمّی است چون داعش سم قاطی آن کرده است) و از این داستانها تا دلتان بخواهد هر روز به اشکال تازه تری تولید می شود. ولی متأسفانه هیچکس نمی گوید که این داروهای شیمیائی که همه مثل نقل و نبات مصرف می کنند چه ضررهائی دارد.( با طرح مضرّات دارو من هم سهم خود را در ایجاد نگرانی ادا کردم تا در تولید آن از غافله عقب نمانده باشم).

۲- تولید نگرانی از وضعیت کشور عزیزمان: کشور به هر صورت اداره می شود همه در حد معمول به نحوی زندگی خود را می گذرانند. نعمت های خداوند در اختیار مردم قرار دارد ولی متأسّفانه اکثراً این نعمت ها را نمی بینیم، ولی اگر شایعه ای از اینکه فلان مسؤل فلان قدر اختلاس کرده پخش می شود، آنرا بزرگش کرده و برای خود نگرانی ایجاد می کنیم. زمانی گفته می شود که سرمای شدیدی در راه است به طوربکه لوله های گاز نیز یخ خواهند زد. یا آب در کشور تمام شده وعنقریب است که هیچ آبی نداشته باشیم. دریاچه ارومیّه در حال خشک شدن است، در نتیجه آنکس که در بندر عباس زندگی می کند نگران خشک شدن دریاچه ارومیه و زاینده رود اصفهان می گردد. زمانیکه باران می آید از سیلش ایجاد نگرانی می کنیم، و زمانیکه باران نمی آید، از خشکسالی نگرانی ایجاد می شود. و از این قبیل نگرانی ها که اگر درست توجّه کنیم هیچکدام هیچ ربطی به ما ندارد. و اگر هم مشکلی وجود داشته باشد به مسؤلان آن مشکل مربوط می شود. و مسلمّاً مسئولان هم به فکرش هستند.

۳_ از نظر سیاسی: اصولاً  علم سیاست مربوط  به سیاستمدارها می شود که در این زمینه تحصیل و مطالعه کرده اند و به زیر و بم آن آشنایی پیدا کرده اند. ولی متأسفانه ما در جامعه خودمان به صورت ناخود آگاه احساس می کنیم که همه مان سیاستمدار هستیم و می خواهیم بیخود و بیجهت نگران همه چیز باشیم. از قبیل دشمنان خیالی، انتخابات آمریکا، کنار رفتن فیدل کاسترو از حکومت، انرژی هسته ای، دخالت روسیّه در امور کشورمان و خیلی داستانهای مشابه که در اصل از واقعیّت آنها هیچ نمی دانیم ولی نگرانی آنها را داریم و مرتّب درباره آنها بحث و اظهار نظر می کنیم و بر نگرانی های خود می افزاییم.

امّا چقدر غافلیم که با این نگرانی ها چه بلایی به سر خود می آوریم و زندگی خود را تباه می سازیم. با این نگرانی ها و ایجاد استرس و ناراحتی است که اینهمه مریضی، سرطان، سکته های زود رس در سنین جوانی و خیلی مشکلات دیگر  برایمان پیش می آید، ولی متوجّه آنها نیستیم.

با اینکه اینهمه مریضی و ناراحتی در نتیجه نگرانی ها و استرس های بی مورد ایجاد می شود، ولی به نحوی همه آن مریضی ها به حساب شایعات بی اساس مذکور در بالا گذاشته می شود.

حال چه باید کرد؟….

در درجه اوّل اصلاً نباید نگران شد و باید به خدا توکّل کرد. اگر ایمان خود را نسبت به خداوند تقویت کنیم مسلماً به همین راحتی گول شایعات را نمی خوریم و در مواردیکه اصلاً به ما مربوط نیست نگران نمی شویم. و سپس به موارد زیر توجّه می کنیم:

اولاً در مورد خوراکیها: اگر بدن خود را در آرامش داشته باشیم و به حال خود بگذاریم و با بی برنامگی و استرس های بیخود اذیّتش نکنیم خودش بلد است که چطوری  با خوراکیها کنار بیاید و از منافع آنها بهرمند شود. و حتّی در خیلی موارد از عهده سموم وارده به بدن نیز به نحو احسن مقابله  کند.

ثانیاً در مورد اوضاع کشورمان: کشور را به گردانندگان کشور بسپاریم و از خدا بخواهیم که  آنها را یاری نماید که راه غلط در پیش نگیرند. و خودمان نیز سعی کنیم وظایف خودمان را درست انجام دهیم، تا اعصاب سالمی داشته باشیم.

ثالثاً در مورد سیاست: آنرا هم به سیاستمدار ها بسپاریم و امیدوار باشیم که آنها هم درست عمل نمایند انشاءلله.

و ما خودمان به صورت سالم زندگی نمائیم.

(ادامه دارد)

 

خاطره: یاری به دوست یک دوست. بخش 1
خاطره: یاری به دوست یک دوست؛ بخش 3
Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

  4 comments for “خاطره: یاری به دوست یک دوست،بخش ۲

  1. ۱۲ دی ۱۳۹۵ at ۷:۲۲ ق.ظ

    خیلی دیدگاه جالب و زیبایی است

  2. امیدرجائی
    ۱۲ دی ۱۳۹۵ at ۷:۳۸ ق.ظ

    درود استاد.
    سپاس بابت مطالب عالیتون.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *