خاطره تهیه یک صورت وضعیت، بخش ۸

پس از اینکه پیشنهاد اداره کردن پروژه به من داده شد و من نپذیرفته و به طهران برگشتم، با توجّه به شناخت روحیات مدیر عامل آن شرکت و نوع پروژه و نوع تهیّه صورت وضعیّت های موقّت، اطمینان داشتم که تهیه آخرین صورت وضعیت های موقت و همچنین تهیّه صورت وضعیّت قطعی پروژه از عهده هر کسی بر نمی آید. با آگاهی و وسواسی که از مدیریت شرکت سراغ داشتم میدانستم که بالأخره به سراغ خود من خواهند آمد. البتّه این موارد را من به طور عمد برنامه ریزی نکرده بودم چون اصلاً فکر نمی کردم که ممکن است ایشان از من بخواهند که هم صورت وضعیت تهیّه بکنم و هم کارگاه را اداره بکنم. از طرفی به دلیل اینکه آن زمان که کار تهیّه صورت وضعیّت موقّت کم شده بود بهترین زمان شروع تهیّه صورت وضعیّت قطعی بود.

ولی از آنجاییکه مدیر عامل خودش تا حدودی در جریان صورت وضعیّت ها بود و فکر می کرد که همه چیز به طور کامل نوشته شده است، لذا به گمان من فکر کرده بود که می توانند با هزینه کمتری با جمع و جور کردن صورت وضعیّت های موقّت صورت وضعیّت قطعی را تنظیم نمایند. و بعد از کنار کشیدن من هم تلاشهایی در این زمینه انجام داده ولی موفق نشدند. در عین حال با طرفند هایی، یک صورت وضعیّت سوری هم تهیّه کرده و بنا به نیاز پروژه مبلغ قابل توجّهی دریافت کرده بودند. ولی با دقّت و صداقتی که از مهندس ناظر و رسیدگی کنندگان صورت وضعیّت ها سراغ داشتند می دانستند که این ارقام در صورت وضعیّت قطعی عودت داده می شود و در نتیجه صورت وضعیّت قطعی منفی خواهد شد.

به همین دلیل پس از گذشت چند ماه همان آقای محترمی که در اوّل پروژه به سراغ من آمده بود مجدداً به منزل ما آمدند و چکی هم به مبلغ آخربن طلبی که من از شرکت داشتم با خود آورده بودند و این پیغام را رساندند که آقای مهندس سلام رسانده و گفتند که چرا برای دریافت طلب خود هم نیامدید! مگر ما باهم مشکلی پیدا کرده بودیم؟ اقلاً بیایید یک چایی با هم بخوریم ( البتّه این اصطلاحی بود که آنروز ها خیلی گفته می شد.) من هم با توجّه به اینکه منتظر چنین روزی بودم به شرکت رفتم و در همان دیدار اوّل مسأله صورت وضعیت قطعی پروژه و باقیمانده صورت وضعیّت های موقّت مطرح شد، صحبت های اولیّه انجام گفت و قرار شد من پیش نویس قرار دادی را تنظیم بکنم که بر اساس آن صورت وضعیت قطعی و باقیمانده صورت وضعیّت های موقّت را تهیّه نمایم.

بعد از آن ملاقات پیش نویس قرار دادی را نوشتم و در آن سعی کردم که تمام احتمالات را در نظر بگیرم و کوچکترین جای ابهامی نگذارم، پس از تکمیل پیشنویس قرارداد آنرا به شرکت فرستادم. بعد از چند روز از من دعوت کردند که برای تکمیل قرارداد مراجعه کنم، وقتی به شرکت رفتم مدیر عامل شرکت از من گله کردند که چرا قرار داد را آنقدر سفت و سخت نوشته ام و پرسیدند که مگر چه اتفاقی افتاده که اینقدر سخت می گیرید؟ من در جواب ایشان گفتم که فقط برای اطمینان است. به هر حالت در آن جلسه قرارداد معمول تری را تکمیل کرده و با هم به توافق رسیدیم و پیرو آن من کار تهیّه صورت وضعیّت ها را شروع کردم.

نا گفته نماند که پورسانتی را که من در خواست کرده بودم ایشان پذیرفتند، ولی از آنجاییکه در زمان نبودن من با یک صورت وضعیّت صوری رقم قابل ملاحظه ای دریافت کرده بودند و نگران این بودند که صورت وضعیّت قطعی منفی خواهد شد لذا به صورت شفاهی قول دادند: در صورت مثبت شدن صورت وضعیّت قطعی پاداشی هم پرداخت خواهند کرد. ( ادامه دارد)

خاطره تهیه یک صورت وضعیت، بخش 7
خاطره تهیه یک صورت وضعیت بخش 9
Facebooktwitterlinkedinmail

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.