خاطره رسیدگی به یک صورت وضعیّت قطعی ۳

رسیدگی به صورت وضعیّت تا جایی پیش رفت که در نهایت به نتیجه رسیدیم که صورت وضعیّت با توجّه به عدم همکاری پیمانکار، قابل رسیدگی نمی باشد. و این مسئله را به مسئول اداره اعلام کردیم. در این میان مصلحت مالی من ایجاب می کرد که از ادامه کار منصرف شده و دنباله آن را رها می کردم.

در زندگی مسایل مالی یک طرف قضیّه هستند و مسئله شخصیّت کاری و وجدان کاری یک مسئله دیگر. من عقیده دارم که پیمانکاران ساختمانی دارای موقعیت قابل احترامی در جامعه می باشند. چون سازندگی پیکر جامعه با دست قدرتمند پیمانکاران ساختمانی انجام می گیرد. همانطور که در مقاله دیگری با عنوان “ارزش پیمانکاران ساختمانی در جامعه” یاد آوری کرده ام ، اگر ارزش کار و زحمات پیمانکاران ساختمانی که برای اجرای پروژه ها در سرما، گرما، گرد و خاک و در خیلی موارد دور از خانه و خانواده انجام می دهند، شناخته شود و به صورت تحقیر آمیز از کلمه پیمانکار استفاده نکنند، و پروژه ها را به پایین ترین قیمت به پیمانکاران واگذار نکنند، مسلّماً پیمانکاران پروژه ها را با علاقه کامل و به نحو احسن انجام می دهند ومجبور نمی شوند از روی ناچاری بعضی خلافکاری ها را انجام دهند.

پروژه مورد بحث ما هم جزو پروژه هایی بود که با نرخ پایین منعقد شده بود ولی پیمانکار مربوطه در اجرای آن کوتاهی نکرده بود. و با استفاده از بهترین مصالح نسبتاً تمیز ترین کار را انجام داده بود. کارفرمای محترم نیز با تلاش فراوان سعی کرده بود که هزینه های انجام شده را پرداخت نماید تا بتواند پروژه را به نتیجه برساند ونتیجه هم گرفته بود. باتوجّه به اینکه من شخصاً مدیر عامل آن کارفرما را از نزدیک می شناختم و به پاکی و صداقت و ایمان و علاقه ایشان به دین و ایمان و نظام و کشور آشنا بودم، لذا مطمئن هستم که با نهایت دلسوزی و بدون ترس از بعضی مسائل این کار را انجام داده بود. ودر نهایت پروژه را کامل و آماده بهره برداری نموده بود.

با این تفاصیل اگر صورت وضعیّت بر اساس مقررّات خشک و بی انعطاف و به طور رسمی رسیدگی می شد، و طبق قرارداد مواردی که مستند نبود خط می خورد مسلّماً مبلغ صورت وضعیّت فوق العاده پایین می آمد. وپیمانکار را بدهکار نشان می داد که به هیچوجه منطقی نبود. لذا من نهایت سعی خود را به کار بردم که بلکه بشود به نحوی مسئله را سرو سامان داد.

با اتفّاقی که افتاده بود یعنی سقوط هواپیما و جان باختن وزیر راه وعدّه ای ازهمکارانشان ازجمله همان دوست من که مدیر عامل آن تشکیلات بودند. مدتّی وضع اداره نامعلوم به نظر می رسید. واز قرار معلوم تصمیم بر این بود که آن اداره را منحل بکنند و وظایف آن را به شرکت هواپیمایی کشور انتقال دهند. به همین دلیل دیگر به آن تشکیلات مدیر عامل جدید انتخاب نکردند. وسرپرستی تعیین کردند که زیر نظر معاون وزیر کار ها را اداره نمایند.

ادامه دارد …

خاطره رسیدگی به یک صورت وضعیّت قطعی 2
خاطره رسیدگی یک صورت وضعیّت قطعی 4
Facebooktwitterlinkedinmail

  2 comments for “خاطره رسیدگی به یک صورت وضعیّت قطعی ۳

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.