خاطره: مدیریّت دفتر فنّی یک پروژه بخش چهارم

دفتر فنی به فعالیتش ادامه میداد که از طرف شرکت دو نفر از مهندسین پروژه ی دیگری را به عنوان کمک به دفتر فنّی معرفّی کردند.
قرار شد این دو نفر کارهای نقشه برداری و تهیّه پروفیل های عرضی و همچنین یاری در سایر کارهای رینگ شرقی را به عهده بگیرند.

آقایان شروع به کار کردند و دفتر مستقلّی با امکانات کامل در اختیارشان قرارداده شد. برای هر کدام یک دستگاه کامپیوتر اختصاص داده شد و همانطور که گفتم چون آشنایی قبلی با ایشان داشتیم با حسن نیّت کامل با ایشان همراهی کرده و حتی کامپیوترهایشان را به سیستم اطلّاعات دفتر فنّی وصل کردیم که هر اطلّاعی که نیاز داشتند به راحتی در دسترس شان قرار گیرد. این دوستان با پسرم که در این پروژه کارهای کامپیوتری را (از نظر شبکه و سایر موارد مربوط به کامپیوتر ها) انجام می داد خیلی صمیمی شدند. آقای مهندس نقشه بردار در بدو شروع به کار، یک برنامه کامپیوتری، چهت ترسیم و محاسبه پروفیل های عرضی را مطرح کرده و روی آن تبلیغات وسیعی انجام دادند که برنامه خیلی کامل و عالی می باشد. لذا با همان برنامه نیز شروع به کار کردند.

نقشه ی مسیر پروژه به نحوی بود که با برنامه های نوشته شده کامپیوتری نمی شد جواب درستی گرفت به طوری که قبل از آمدن آقایان یکی دو تا از این برنامه ها را تست کرده بودیم و نتوانسته بودیم جواب درستی بگیریم، لذا تصمیم گرفته بودیم که پروفیل های عرضی را با اتوکد و با دقّت کامل ترسم کرده و محاسبه نماییم، و این کار را در رینگ غربی انجام داده و نتیجه هم گرفته بودیم و به تأیید دستگاه نظارت و کارفرما هم رسانیده بودیم. رینگ شرقی هم در حال انجام بود و همکاران مشغول ترسیم پروفیل ها بودند، هشتاد درصد کارهم انجام شده بود. البتّه بعد از آمدن این دوستان و شروع به کارشان نیز ما کار خود را ادامه دادیم، چون من تا حدّی مطمئن بودم که برنامه آقایان درست در نخواهد آمد. حتی یکبار هم حضوری از ایشان خواسته بودم  مرا در جریان پیشرفت کارشان قرار دهند، ولی آقایان به صورت خیلی موءدبانه طفره رفتند. من هم دیگر اصراری نکردم. به هرحال نهایت تلاش ما همکاری با آقایان بود و ایشان نیز هر دو انسانهای خیلی خوبی بودند. کار به این صورت پیش می رفت که آقای مهندس نقشه بردار تهیّه پروفیل های عرضی رینگ شرقی را انجام می دادند و مهندس دیگر نیز تنظیم صورتجلسات رقوم رینگ شرقی را شروع کردند.

رقوم زمین طبیعی پروژه که در نقشه های منظم به قرارداد در سال های گذشته برداشت شده بود با رقوم فعلی مغایرت هایی داشت، که به مرور زمان و یا دستکاری هایی که انجام شده بود به وجود آمده بود. با توجّه به روند پروژه که کاملاً به ضرر پیمانکار پیش میرفت، من با دستگاه نظارت صحبت کرده بودم که از هر دو برداشت رقومی که به نفع پیمانکار است در پروفیل های عرضی استفاده نماییم و دستگاه نظارت هم پذیرفته بود، و رینگ غربی را نیز به همان ترتیب انجام داده و صورتجلسه کرده بودیم. پروفیل های عرضی را بر آن اساس تنظیم کرده و به تصویب رسانیده بودیم. با توجّه به اینکه این کار وقت زیادی می برد و ما هم مشغول تهیّه این رقوم بودیم، آن دوست ما که تنظیم صورتجلسه رقوم رینگ شرقی را به دست گرفته بود برای این که ضرب شصتی نشان داده باشد، بدون در نظر گرفتن هماهنگی ما بادستگاه نظارت، بر اساس یکی از برداشت ها صورتجلسه رقوم زمین طبیعی را تهیّه کرده و به امضای دستگاه نظارت رسانده و به کارفرما نیز ارسال کرده بودند.  من وقتی متوجّه شدم خیلی تلاش کردم که صورتجلسه را تغییر بدهم ولی با روندی که پیش آمد دیگر این کار مقدور نشد. و همین امر شروع قسمتی از فاجعه ای بود که بعداً دامنگیر آقایان شد. ناگفته نماند من قبلاً به آن دوستمان گفته بودم که صورتجلسه به چه نحوی باید تنظیم شود، ولی از آنجاییکه آن کار وقت زیادی می برد و این دوستان هم وقت زیادی برای این کار نداشتند و برنامه این بود که به نوعی روی ما را کم کنند کار خودشان را کردند و در نهایت ضررهای جبران ناپذیری به پروژه وارد کردند.

آقای مهندس نقشه بردار هم که از ابتدای کارشان اعلام کرده بودند که کار نقشه برداری جزو وظایف دفتر فنّی نیست و نمی بایست این همه کار به دفتر فنّی تحمیل می شد، خود شخصاً تهیّه پروفیل های عرضی و کارهای مربوطه را به عهده گرفته و مستقّلاً انجام می دادند. وبا دفتر فنّی هم کاری نداشتند مگر اطلّاعاتی را که نیاز داشتند از دفت فنّی می گرفتند. ادامه دارد.

خاطره: مدیریّت دفتر فنّی یک پروژه - بخش سوّم
خاطره:مدیریّت دفتر فنّی یک پروژه- بخش پنجم
Facebooktwitterlinkedinmail

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.