مدیریت از دیدگاه شخصی، ( بخش دوم )

در بخش اول در باره مدیریت و انواع آن مطالبی مطرح گردید، و اینک به دنباله آن مطالب در رابطه باانتخاب و خصوصیات یک مدیر خوب صحبت می کنیم؛

انتخاب یک مدیر خوب؛

باتوجّه به اینکه اساساً مدیریت ذاتی میباشد، نه اکتسابی، لذا بایستی مدیرانی انتخاب شوند که نوع مدیریت ذاتی آنها با مدیریّتی که به آنها محوّل می شود هم آهنگی داشته باشد. در انتخاب مدیر بایستی دقّت کافی به عمل آید تا مدیری لایق و کارآمد و با حد اکثر داشتن خصوصیّات یک مدیر خوب انتخاب شود. در انتخاب مدیر بایستی به خصوصیّات یک مدیر خوب که در پی می آید توجّه کرد.

خصوصیات یک مدیر خوب از دیدگاه شخصی:

  • یک مدیر خوب؛ بایستی طبیعتاً قانون مدار بوده و انضباط و نظم و ترتیب و دیسیپلین داشته باشد.
  • یک مدیر خوب؛ بایستی؛ شجاعت عاقلانه داشته، و در عین حال جنبه ریسک پذیری هم داشته باشد.
  • یک مدیر خوب؛ بایستی قاطعیت داشته باشد.
  • یک مدیر خوب؛ بایستی به تواند به دیگران اعتماد بکند.
  • یک مدیر خوب؛ بایستی به تواند تقسیم کار مناسبی انجام دهد.
  • یک مدیر خوب؛ بایستی آدم شناس باشد.
  • یک مدیر خوب؛ بایستی از متمرکز کردن کارها به یک فرد خاص احتراز کند و کاررا تقسیم کرده و بر اجرای آنها نظارت داشته باشد.
  • یک مدیر خوب؛ هرگز کارها را در خود متمرکز نمی‌کند.
  • یک مدیر خوب؛ در انتخاب زیرمجموعه خود دقیق بوده، و برای هر کار فرد لایق آن کار را انتخاب می‌کند.
  • یک مدیر خوب؛ بایستی تشویق و توبیخ را توامٱ انجام دهد.
  • یک مدیر خوب؛ با تصمیم‌گیری های به موقع کارها را به عقب نمی‌اندازد.
  • یک مدیر خوب؛ با حواس جمع از آشفته‌بازاری در مورد خود و دیگران جلوگیری می نماید.
  • یک مدیر خوب؛ همیشه نظم و انضباط و نظافت را در محیط کار مد نظر دارد.
  • یک مدیر خوب؛ دارای هدف می باشد.
  • یک مدیر خوب؛ همیشه در حال ارتقاء معلومات خود و اطرافیان خود می باشد، و برای بالا بردن معلومات و اطلاعات خود، و زیرمجموعه خود فکر کرده و تلاش می کند.
  • یک مدیر خوب؛ هیچ وقت زیرمجموعه خود را بلاتکلیف رها نمی‌کند. و وقتی مأموریتی به کسی واگذار می‌کند، مسیر آن مأموریت را کاملا روشن کرده و به صورت واضح و روشن مأموریت را واگذار می نماید، به نحوی که مأمور کاملاً آگاهانه و با برنامه منظم دنبال آن مأموریت برود.
  • مدیر بایستی در رشته‌ای که مدیریت می کند تخصّص آن رشته را داشته باشد.
  • یک مدیر خوب؛ در زیرمجموعه خود انگیزه و علاقه ایجاد می کند.
  • یک مدیر خوب؛ هرگز اجازه نمی‌دهد که زیرمجموعه اش بیکار بماند.( یعنی کاری برای انجام دادن نداشته باشد).
  • یک مدیر خوب؛ در برنامه‌ریزی و کنترل برنامه تبختر داشته، و برنامه روزانه، هفتگی، ماهانه و سالانه دارد و آن برنامه هارا دقیقا کنترل و اجرا می نماید.
  • یک مدیر خوب؛ می تواند حجم کار و مدّت اجرای آن و نیروی لازم برای اجرای آن کاررا به راحتی تشخیص دهد، و در نتیجه هر کاری را طبق برنامه و در زمان خودش به انجام برساند. این یک مورد در سیستم مدیریت خیلی اهمیّت دارد بخصوص در موردکنترل پروژه اگر مدیر تخصّص رشته ای را که مدیریّت میکند داشته باشد می تواند حجم کار و مدتّی که برای اجرای آن کار لازم است،  و نیروی لازم برای اجرای آنرا تخمین بزند، و بر اساس این آگاهی ها کاررا به زیر مجموعه خود واگذار نماید. ضمناًدر این حالت خیلی راحت می توان برنامه هارا مدیریت کرد.
  • یک مدیر خوب؛ همیشه بر مدیریّت خود نظارت دارد؛ یعنی هر از گاهی ازخود خارج شده و از دور کارهای خودرا نظاره می کند. و با در نظر گرفتن خصوصیّات یک مدیر خوب عملکرد خود و رفتار و منش خودرا مرور مینماید. و نقاط ضعف و نقاط مثبت خود را ارزیابی می کند.
  • یک مدیر خوب؛ به بهداشت جسمی و روانی خود، و زیر مجموعه خود آگاهی داشته، و نسبت به سلامتی آنها اهمیّت زیادی قائل می باشد.
  • رفتار و منش یک مدیر خوب با زیر مجموعه و مراجعینش بایستی کاملاً محترمانه و با خوشروئی باشد. مدیرانی که قیافه خشن و اخم آلودی به خود می گیرند. مدیرانی هستند؛که اعتماد به نفس نداشته و نقاط ضعف زیادی دارند و در نتیجه با قیافه گرفتن می خواهند نقاط ضعف خود را به پوشانند.
  • یک مدیر خوب؛ بایستی آرشیو منظّمی از کارهای انجام شده، به صورت خیلی منظّم و قابل دسترسی داشته باشد.

مدیریت پروژه:

در زمینه مدیریت پروژه، در مقالات گذشته بحث هائی داشتیم، که مراجعه به آنها خالی از لطف نمی باشد. ولی در اینجا یک اشاراتی به اهم مسائل مدیریتی پروژه میکنیم؛ دردرجه اوّل یک مدیر پروژه بایستی برای خود شرح وظایفی داشته باشد، و محدوده اختیارات خود را بشناسد، ولی اگر بخواهد یک مدیر خوبی باشد، بایستی بطور جدّی از مدیر تشریفاتی بودن احتراز نماید. (که متأسفّانه امروزه در خیلی از پروژه ها معمول می باشد).

مدیر پروژه با داشتن تخصّص و آگاهی کافی در حوزه پروژه خود، تعریف بخش های مختلف پروژه را تحت یک چارت مشخصّی تعریف کرده باشد. داشتن شرح وظایف مسؤلیین قسمت ها ضروری می باشد. به داشتن شرایط مدیر خوب، در مدیران زیر مجموعه خود، توجّه کامل داشته باشد.

در مدیریّت پروژه توجّه به پروژه و فکر کردن به آن از اهمیّت زیادی برخوردار است. ( ادامه دارد )

در بخش بعدی(بخش ۳) در باره مدیریت پروژه، بحثی خواهیم داشت.

مدیریت از دیدگاه شخصی. بخش اول
مدیریّت از دیدگاه شخصی، ( بخش 3 )
Facebooktwitterlinkedinmail

  2 comments for “مدیریت از دیدگاه شخصی، ( بخش دوم )

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.