مدیریت به سیستم دیوان سالاری یعنی متکی به فرد (قائم به فرد)

این سیستم مدیریت که در جامعۀ ما رواج دارد و آن کس که در رأس مدیریت قرار دارد بدون استثنا در تمام کارها دخالت نموده و همه کارها بایستی طبق نظر و دستور ایشان عمل شود و همه هم باید از این چنین مدیری ترس و وحشت داشته باشند و اگر احیاناً کسی وانمود بکند که از مدیر نمی ترسد طبیعتاً به هر نحوی تنبیه و اکثراً حذف می شود.

در بررسی این چنین مدیریتی به این تتیجه می رسیم که افراد زیر مجموعه انگیزه ای به جز ترس ندارند و طبیعی است که در این حالت نشاط و آرامش در محیط کار ایجاد نمی شود و اعتماد به نفس و اعتماد به دستگاه و اعتماد به آینده کاری از بین می رود، زیر آب زنی ها زیاد می شود و افراد با انگیزه و کار آمد خیلی راحت از محیط کار حذف می شوند و این کار فشار جسمی و روحی زیادی رابه مدیر تحمیل می کند .در اکثر مواقع مدیرانی که به این سیستم مدیریت می کنند اکثراهر کاری را خودشان هم انجام می دهند مثلا جارو به دست گرفته و محلی را جارو می کنند که البته از دید این مدیران این کاردرستی می باشد در صورتیکه یک مدیر باید حساب ارزش وقت خود را داشته باشد، باید توجه داشته باشد که هر لحظه از ارزش وقت آن شامل تمام مسئولیت هایش می باشد نه جاروکردن یک منطقه حتّی اگر فقط برای تشویق کارگران مربوطه باشد. میشود کارگران مربوطه را با رسیدن به وضع زندگی آنها و تامین نیازهایشان تشویق کرد که با دلسوزی کارشان را انجام دهند نه برای نمایش و خوش آمد مدیر مربوطه.

در مدیریت قائم به فرد زیر مجموعه تمام همّ خود را برای راضی نگه داشتن مدیر و حفظ موقعیت خود معطوف می کنند وبه کیفیت کار وابتکار عمل خوداهمیتی نمی دهند.

ارزش افراد مدیر و متخصص

هر فرد مدیر و یا متخصص بایستی ارزش خود رابداند وتوجه داشته باشد که با چه هزینه ای به این درجه رسیده است.وجامعه چه بهائی به ان پرداخته است.

برای مثال: یک روزی یکی دوستان که فرد عالی مقام و با تحصیلات بالا بود و در یک ارگان نظامی خدمت می کرد، با آب و تاب فراوان تعریف می کردندکه یک روز می بایست خود را به یک پروژه دورافتاده که در منطقه صعب العبور و خطرناکی قرار داشت می رساندند تعریف کردند که یک وانت را کرایه کردم که داخل کابینش مسافر داشت، در نتیجه من در پشت وانت نشستم و با گرد و خاک موجود در فضا و گرمای فراوان و منطقه صعب العبور با هزار دردسر و مکافات خودم را به پروژه رساندم و انتظار داشت که همه تحسینش کنند و بگویند تو چقدر آدم مسئول و وظیفه شناسی هستی، که در این موقعیت من به ایشان گفتم میدانی اگر من مسئول بالادست تو بودم چه کار می کردم؟ گفت نه، گفتم شدیدا توبیخت می کردم ه و احیاناً کاری می کردم که منتظر خدمتت بکنند. با تعجب فراوان پرسید چرا؟ گفتم برای اینکه شما به خودت و علمت و موقعیت خودت ارزش قائل نشدی و هیچ فکر نکردی که اگر تو به خودت ارزش قائل نیستی نمی توانی به هزینه ای که جامعه برای پرورش تو کرده و تو را به این مقام و موقعیت رسانیده بی تفاوت باشی. آیا هرگز حساب کرده ای که برای تربیت و پرورش شخصی مشابه تو چقدر باید پول هزینه شود و چقدر زمان نیاز است در صورتیکه نفع و یا ضرر رسیدن یا نرسیدن شما به آن پروژه چقدر می توانست باشد. و با توجه به این که ایشان شخص تحصیل کرده و فهمیده ای بود به فکر فرو رفت. و چیزی نگفت. این هم یکی از مضرات مدیریت قائم به فرد است.

روش اجرای پروژه های عمرانی - تعیین، تدوین و تجدید نظر در آن
مدیریت به صورت ترکیبی از تیمی و دیوان سالاری
Facebooktwitterlinkedinmail

  1 comment for “مدیریت به سیستم دیوان سالاری یعنی متکی به فرد (قائم به فرد)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.